وداع
-
تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 16:05
اگر میدانستم وداع آخرمان است بیشتر بوسیده بودمت. عطر تنت را بیشتر نفس میکشیدم. کمی بیشتر نگاهت میکردم.ادامهی زندگی با این حسرتها کمی دشوار است. ما سزاوار وداع بهتری نبودیم؟ Adblock test (Why?)
عهد
-
تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 17:56
عهد کردم که دوستت نداشته باشمسپس در برابر این تصمیم شگرف، ترس مرا فرا گرفتعهد کردم که برنگردمو برگشتمو از دلتنگی نَمیرمو مُردمبارها عهد کردمو بارها تصمیم گرفتم که کنار بکشمستاو یادم نمیآید که کنار کشیده باشم2عهدهایی کردم بزرگتر از خودمفردا روزنامهها درباره من چه خواهند گفت؟حتما خواهند نوشت دیوانه شد...
شب
-
تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 17:56
همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبیتابم و از غصهٔ این خواب ندارمزین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بوددرماندهام و چارهٔ این باب ندارمآزرده ز بخت بد خویشم نه ز احبابدارم گله ازخویش و ز احباب ندارمساقی می صافی به حریفان دگر دهمن درد کشم ذوق می ناب ندارموحشی صفتم اینهمه اسباب الم هستغیر از چه زند طعنه که اس...
نمک نشناسی
-
تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 17:56
نه حق نمک را شناختی نه حق هیچ را بخند و خنده شادمانه بزن برای آنکه میدانی میگم بلد بودم ادب کنم اما نمیخواهم
کوچه لاله یکم
-
تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 12:09
امروز توی کوچه نشستم بلکه معنی یابد...مثل روزی که خیابانی رو مغازه به مغزه طبقه به طبقه چک کردمکاش بدونی اشتباهت رو نباید بکنیو این رو به هرزبانی گفتم و به هر شکلی گفتم.اما کاش دیرتر نشه Adblock test (Why?)
جفا
-
تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 12:09
و هیچ کس مثل خودم نمیداند چه جفایی در حقم کردی...چه خنجری از پشت زدیچه خنجری بس، تلخ، تیز و خون آلودکسان زیادی بر من خنجر زده اندتو نیز محکم، محکم و محکممن میدانم و خدای من.نوش جانم که خود خنجر برایت هدیه گرفتمخودم به دستت دادم و خودم خواستم.دمت گرم و سرت خوش باددر پناه صاحب نامم ما زیاران چشم یاری ...
اشتباه بزرگی
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 23:00
اشتباه بررگی میکنی و متاسفم میشم که روزی بفهمی که خیلی دیرخیلی به من اعتماد کن مطمئن باش درست میگم
هرچه بود گفتم
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 23:00
این آخرین متن این بلاگ استچرا که پر بود از درخواست برای دقتتوجهو استیصال یک رفیق برای رفیقشاما تا وقتی خواننده ای نباشد می رود در زیر بید مجنون باغچه ی خودماینجا برای دلبری نیستفقط برگشتم نامه هایی بنویسم که بگم دم حرم امیرالمونین قول دادم زنگ و پیامی نزنمو با هزار کد و قاصد فرستادماخلاقت رو هم میشن...
پاییز یهو میاد
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
پاییز فصله منه هر فصلم پاییزه هر روزم پاییزه خشک خیس سرد گرم و تنها پاییز فصل بارون های ناگهانیه بارون هایی که توش سرما داره تنهایی داره زردی داره اما سبزی نداره پاییز فصلیه که من با ابراش خاطره دارم
خواب سپید و طولانی
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
سلامیارو دکتر خشتیپه گفته به هرکی میرسم نگم سلامولی من میگم به شماشما که هرکی نیستی سلامجات خالی,پریشب باد زد برگ درخت پیله رو ریخت تو حیاط آسایشگاه یهو دیدم همه جا شد برگای چروک زرد و نارنجیخسته خسته
آوینی نوشت 1
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
شهید آوینی : عقل معاش میگوید که شب هنگامِ خفتن است، اما عشق میگوید که بیدار باش...عقل معاش میگوید که شب هنگامِ خفتن است، اما عشق میگوید که بیدار باش، در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور
و چه بی ذوق جهانی كه مرا بــــا تو ندید ...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
گاهی صخرهها هم گریه میکنند ندید های توهرگز هم نخواهی دیداما صخرهها هم گاهی گریه میکنند نمیدانی چراهرگز هم به تو نخواهم گفتاما گریه میکنند صخرهها... درياها با خود غمي را میآورند و ميبَرنداما صخرهها نمیدانی... وقتی که گریه میکنندوقتی که گریه میکنند #شهاب_مقربین
شعر
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
یک نفر را دوست دارم، شعر می گویم برایش...آمده در زیر شعر من نوشته : " عاشقین؟ !" این همه از دردهایم گفته ام باز آمدهمی نویسد : خوش به حال دلبر تو! آفرین! من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی... با من از ماندن بگو، رفتن تباهم می کندخوب می دانی غمت خانه خرابم می کند من به...
به خدا من...
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا مندر شهر شما عاشق انگشت نما مندیوانه تر از مردم دیوانه اگر هستجانا، به خدا من... به خدا من... به خدا منشاه ِهمه خوبان سخنگوی غزل سازاما به در خانه ی عشق تو گدا منیک دم،
سرگذشت
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
عشق آموخت که در خلوت مـردانه خودخون دل بهتر از اندیشه دریا شدن استدر جهــانی که همه اهــل دروغ اند و ریاآخــــر قصه عاشق تک و تنها شدن است#محمد_میلانی_شاکر
بدنامی
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
که در مقایسه از دودمان خیاممنه گوش بهبه و چهچه نه چشم انعاممبه گوش عالم و آدم رسید پیغاممحریف گوشهی میخانههای بدنامم#احسان_افشاری
احوال بید مجنون
-
تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:34
شدم شبیه اناری نچیده روی درخت به دست شاخهی خشکی اسیر و پوسیده... #سید_حسین_رضوی_پور
فراموشی
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 13:09
من تو رو هیچ وقت هیچ وقت فراموش نمی کنم
خواب
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 13:09
خواب در عهد تو در چشم من آيد؟هيهاتعاشقى كار سرى نيست كه بر بالين است #سعدى
زمستان
-
تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 13:09
مستان بپرسی حال و احوال دلم را می گویندمن به تو این فصل وصل شدم ...در همین فصل هم فصل تنهایی من آغاز شد !برف ؟!کو ؟!این که مردم از آمدنش خوشحالندنمکی ست که خدا هر سال روی زخم هایم می پاشد ...#رسول_ادهمیLet's block ads! (Why?)