خرید بک لینک

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

درماندهام و چارهٔ این باب ندارم

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم

ساقی می صافی به حریفان دگر ده

من درد کشم ذوق می ناب ندارم

وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست

غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم

برچسب: نویسنده: بردیا نظری تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 17:56

صفحه بندی